🇬🇧 واژه انگلیسی سطح متوسط

inconsistent

/ˌɪn.kənˈsɪs.tənt/

معنی inconsistent به فارسی: ناسازگار، متناقض

inconsistent در جمله

  • His statements were inconsistent with the evidence.

«inconsistent» را با جعبه لایتنر برای همیشه یاد بگیر

دیدن معنی یک واژه یک بار کافی نیست؛ جعبه لایتنر هر واژه را درست وقتی که در آستانه فراموشی است دوباره جلویت می‌گذارد. این واژه در این دوره آمده است:

واژه‌های هم‌درس

همه واژه‌های انگلیسی با حرف I