🇬🇧 واژه انگلیسی سطح متوسط سطح مبتدی

image

/ˈɪm.ɪdʒ/ · /ˈɪmɪdʒ/

معنی image به فارسی: تصویر، تصور، تصویر

معانی «image» به فارسی

  1. ۱ تصویر، تصور
  2. ۲ تصویر

image در جمله

  • The company worked hard to improve its public image.

  • The image is very clear.

«image» را با جعبه لایتنر برای همیشه یاد بگیر

دیدن معنی یک واژه یک بار کافی نیست؛ جعبه لایتنر هر واژه را درست وقتی که در آستانه فراموشی است دوباره جلویت می‌گذارد. این واژه در این دوره‌ها آمده است:

واژه‌های هم‌درس

همه واژه‌های انگلیسی با حرف I