🇬🇧 واژه انگلیسی سطح متوسط

component

/kəmˈpoʊnənt/

معنی component به فارسی: جزء

component در جمله

  • Each component is tested.

«component» را با جعبه لایتنر برای همیشه یاد بگیر

دیدن معنی یک واژه یک بار کافی نیست؛ جعبه لایتنر هر واژه را درست وقتی که در آستانه فراموشی است دوباره جلویت می‌گذارد. این واژه در این دوره آمده است:

واژه‌های هم‌درس

همه واژه‌های انگلیسی با حرف C