🇬🇧 واژه انگلیسی
سطح متوسط
سطح مبتدی
chart
/tʃɑːrt/ · /tʃɑːt/
معنی chart به فارسی: نمودار، نمودار کردن
معانی «chart» به فارسی
- ۱ نمودار
- ۲ نمودار کردن
chart در جمله
-
The chart shows a steady increase in sales.
-
The chart shows sales data.
-
They charted the results.
«chart» را با جعبه لایتنر برای همیشه یاد بگیر
دیدن معنی یک واژه یک بار کافی نیست؛ جعبه لایتنر هر واژه را درست وقتی که در آستانه فراموشی است دوباره جلویت میگذارد. این واژه در این دورهها آمده است:
-
575 واژه آکادمیک لانگمنامتحان ۱۰ کارت، بدون ثبتنام
سطح متوسط · درس ۳ · رایگان
-
واژگان ضروری انگلیسی — سطح مبتدی (A1-A2)امتحان ۱۰ کارت، بدون ثبتنام
سطح مبتدی · سطح A1 — درس ۵ · رایگان
-
واژگان انگلیسی — سطح متوسط (B1-B2)امتحان ۱۰ کارت، بدون ثبتنام
سطح متوسط · سطح B2 — درس ۴ · رایگان