🇬🇧 واژه انگلیسی سطح متوسط سطح مبتدی

chart

/tʃɑːrt/ · /tʃɑːt/

معنی chart به فارسی: نمودار، نمودار کردن

معانی «chart» به فارسی

  1. ۱ نمودار
  2. ۲ نمودار کردن

chart در جمله

  • The chart shows a steady increase in sales.

  • The chart shows sales data.

  • They charted the results.

«chart» را با جعبه لایتنر برای همیشه یاد بگیر

دیدن معنی یک واژه یک بار کافی نیست؛ جعبه لایتنر هر واژه را درست وقتی که در آستانه فراموشی است دوباره جلویت می‌گذارد. این واژه در این دوره‌ها آمده است:

واژه‌های هم‌درس

همه واژه‌های انگلیسی با حرف C