🇬🇧 واژه انگلیسی
سطح مبتدی
سطح متوسط
chair
/tʃeər/ · /tʃeə/
معنی chair به فارسی: صندلی، ریاست کردن
معانی «chair» به فارسی
- ۱ صندلی
- ۲ ریاست کردن
chair در جمله
-
Sit on the chair.
-
She chairs the committee.
«chair» را با جعبه لایتنر برای همیشه یاد بگیر
دیدن معنی یک واژه یک بار کافی نیست؛ جعبه لایتنر هر واژه را درست وقتی که در آستانه فراموشی است دوباره جلویت میگذارد. این واژه در این دورهها آمده است:
-
واژگان ضروری انگلیسی — سطح مبتدی (A1-A2)امتحان ۱۰ کارت، بدون ثبتنام
سطح مبتدی · سطح A1 — درس ۵ · رایگان
-
واژگان انگلیسی — سطح متوسط (B1-B2)امتحان ۱۰ کارت، بدون ثبتنام
سطح متوسط · سطح B2 — درس ۴ · رایگان