🇬🇧 واژه انگلیسی سطح مبتدی سطح متوسط

chair

/tʃeər/ · /tʃeə/

معنی chair به فارسی: صندلی، ریاست کردن

معانی «chair» به فارسی

  1. ۱ صندلی
  2. ۲ ریاست کردن

chair در جمله

  • Sit on the chair.

  • She chairs the committee.

«chair» را با جعبه لایتنر برای همیشه یاد بگیر

دیدن معنی یک واژه یک بار کافی نیست؛ جعبه لایتنر هر واژه را درست وقتی که در آستانه فراموشی است دوباره جلویت می‌گذارد. این واژه در این دوره‌ها آمده است:

واژه‌های هم‌درس

همه واژه‌های انگلیسی با حرف C