🇬🇧 واژه انگلیسی سطح متوسط

chain

/tʃeɪn/

معنی chain به فارسی: زنجیر، زنجیر کردن

معانی «chain» به فارسی

  1. ۱ زنجیر
  2. ۲ زنجیر کردن

chain در جمله

  • She wore a gold chain.

  • They chained the bike to the pole.

«chain» را با جعبه لایتنر برای همیشه یاد بگیر

دیدن معنی یک واژه یک بار کافی نیست؛ جعبه لایتنر هر واژه را درست وقتی که در آستانه فراموشی است دوباره جلویت می‌گذارد. این واژه در این دوره آمده است:

واژه‌های هم‌درس

همه واژه‌های انگلیسی با حرف C