🇬🇧 واژه انگلیسی سطح متوسط

commission

/kəˈmɪʃən/

معنی commission به فارسی: کمیسیون، مأمور کردن

commission در جمله

  • She earns a sales commission.

«commission» را با جعبه لایتنر برای همیشه یاد بگیر

دیدن معنی یک واژه یک بار کافی نیست؛ جعبه لایتنر هر واژه را درست وقتی که در آستانه فراموشی است دوباره جلویت می‌گذارد. این واژه در این دوره آمده است:

واژه‌های هم‌درس

همه واژه‌های انگلیسی با حرف C