🇳🇱 واژهنامه هلندی به فارسی — حرف K
۵۱۵ واژه هلندی با معنی فارسی، تلفظ و جمله مثال — هر کدام را باز کن و با جعبه لایتنر یاد بگیر.
- de kaas پنیر
- de kamer اتاق
- kamperen کمپینگ کردن
- het kantoor دفتر کار
- de kapper آرایشگر
- de kast کمد
- kennen شناختن (کسی/جایی)
- de kennis آشنا
- de keuken آشپزخانه
- kijken نگاه کردن
- het kind بچه
- de kip مرغ
- de klasgenoot همکلاسی
- de kleding پوشاک
- de kledingwinkel مغازه پوشاک
- klein کوچک
- het kleinkind نوه
- de kleren لباسها
- de klok ساعت (دیواری)
- de klomp کفش چوبی هلندی
- de knie زانو
- de koelkast یخچال
- de koffie قهوه
- koken آشپزی کردن
- de kont باسن (خودمانی)
- de kop سر (خودمانی)
- kopen خریدن
- koud سرد
- de kous جوراب (بلند)
- krijgen گرفتن، دریافت کردن
- de kroket کروکت گوشتی
- de kruk چهارپایه
- kunnen توانستن
- kunst هنر
- kwart over drie سه و ربع
- kwart voor zeven یک ربع به هفت
- kwart voor zeven 's ochtends یک ربع به هفت صبح
- het kwartier ربع ساعت
این واژهها را فقط نخوان؛ یادشان بگیر
همه این واژهها در دورههای رایگان واژهیار هستند و جعبه لایتنر هر کدام را درست سر وقتش برایت مرور میکند.
مشاهده دورههای هلندی