🇳🇱 واژهنامه هلندی به فارسی — حرف D
۵۱۵ واژه هلندی با معنی فارسی، تلفظ و جمله مثال — هر کدام را باز کن و با جعبه لایتنر یاد بگیر.
- daar آنجا
- daarom به همین دلیل
- dag روز؛ خداحافظ
- de dagen van de week روزهای هفته
- dan پس، در آن صورت
- dank je wel خیلی ممنون
- dansen رقصیدن
- de das شالگردن
- dat آن (اشاره)
- de -ی (حرف تعریف معین، برای de-کلمات)
- december دسامبر
- denken فکر کردن
- dertien سیزده
- dertig سی
- de deur در
- deze این (جمع/de-کلمه)
- die آن (جمع/de-کلمه)
- dinsdag سهشنبه
- de directeur مدیر شرکت
- dit این (اشاره)
- doei خداحافظ (خودمانی)
- doen انجام دادن
- de dokter دکتر
- donderdag پنجشنبه
- donker تاریک
- de douche دوش
- drie سه
- drinken نوشیدن
- dronken zijn مست بودن
- drop شیرینبیان
- duizend هزار
- duur گران
- het duurt drie uur سه ساعت طول میکشد
این واژهها را فقط نخوان؛ یادشان بگیر
همه این واژهها در دورههای رایگان واژهیار هستند و جعبه لایتنر هر کدام را درست سر وقتش برایت مرور میکند.
مشاهده دورههای هلندی