🇳🇱 واژهنامه هلندی به فارسی — حرف H
۵۱۵ واژه هلندی با معنی فارسی، تلفظ و جمله مثال — هر کدام را باز کن و با جعبه لایتنر یاد بگیر.
- het haar مو
- de hagelslag شکلات ریز روی نان
- halen آوردن، گرفتن (رفتن دنبال چیزی)
- half een دوازدهونیم
- half vier سهونیم
- hallo سلام
- de halte ایستگاه (اتوبوس/تراموا)
- de hand دست
- hard سخت، سریع
- hardlopen دویدن
- het hart قلب
- de haven بندر
- hebben داشتن
- helpen کمک کردن
- het hemd زیرپیراهنی
- herfst پاییز
- het -ی (حرف تعریف معین، برای het-کلمات)
- het/de colbert کت (کتوشلوار)
- hier اینجا
- hij او (مذکر)
- hij is jarig تولدش است
- de hobby سرگرمی
- hockeyen هاکی بازی کردن
- hoe چطور
- hoe laat? چه ساعتی؟
- hoe laat is het? ساعت چند است؟
- hoe lang? چقدر طول میکشد؟
- de hoed کلاه (لبهدار)
- de hoer روسپی
- hoeveel چقدر
- hoi سلام (خودمانی)
- honderd صد
- het hoofd سر
- het hoofdkantoor دفتر مرکزی
- hoog بلند، مرتفع
- horen شنیدن
- houden نگه داشتن
- houden van دوست داشتن، عاشق بودن
- het huis خانه
این واژهها را فقط نخوان؛ یادشان بگیر
همه این واژهها در دورههای رایگان واژهیار هستند و جعبه لایتنر هر کدام را درست سر وقتش برایت مرور میکند.
مشاهده دورههای هلندی