🇬🇧 واژه انگلیسی سطح مبتدی سطح متوسط

fix

/fɪks/

معنی fix به فارسی: تعمیر کردن، وضعیت دشوار، راه‌حل

معانی «fix» به فارسی

  1. ۱ تعمیر کردن
  2. ۲ وضعیت دشوار، راه‌حل

fix در جمله

  • He fixed the car.

  • We're in a real fix.

«fix» را با جعبه لایتنر برای همیشه یاد بگیر

دیدن معنی یک واژه یک بار کافی نیست؛ جعبه لایتنر هر واژه را درست وقتی که در آستانه فراموشی است دوباره جلویت می‌گذارد. این واژه در این دوره‌ها آمده است:

واژه‌های هم‌درس

همه واژه‌های انگلیسی با حرف F