🇬🇧 واژه انگلیسی سطح مبتدی سطح متوسط

figure

/ˈfɪgər/ · /ˈfɪgə/

معنی figure به فارسی: رقم، اندام، محاسبه کردن، فهمیدن

معانی «figure» به فارسی

  1. ۱ رقم، اندام
  2. ۲ محاسبه کردن، فهمیدن

figure در جمله

  • The sales figure went up.

  • Let me figure this out.

«figure» را با جعبه لایتنر برای همیشه یاد بگیر

دیدن معنی یک واژه یک بار کافی نیست؛ جعبه لایتنر هر واژه را درست وقتی که در آستانه فراموشی است دوباره جلویت می‌گذارد. این واژه در این دوره‌ها آمده است:

واژه‌های هم‌درس

همه واژه‌های انگلیسی با حرف F