🇬🇧 واژه انگلیسی سطح مبتدی

fish

/fɪʃ/

معنی fish به فارسی: ماهی، ماهیگیری کردن

معانی «fish» به فارسی

  1. ۱ ماهی
  2. ۲ ماهیگیری کردن

fish در جمله

  • She caught a big fish.

  • They fish in the lake.

«fish» را با جعبه لایتنر برای همیشه یاد بگیر

دیدن معنی یک واژه یک بار کافی نیست؛ جعبه لایتنر هر واژه را درست وقتی که در آستانه فراموشی است دوباره جلویت می‌گذارد. این واژه در این دوره آمده است:

واژه‌های هم‌درس

همه واژه‌های انگلیسی با حرف F