🇬🇧 واژه انگلیسی سطح متوسط سطح مبتدی

data

/ˈdeɪ.tə/ · /ˈdeɪtə/

معنی data به فارسی: اطلاعات، داده‌ها، داده

معانی «data» به فارسی

  1. ۱ اطلاعات
  2. ۲ داده‌ها
  3. ۳ داده

data در جمله

  • The data about the bank robbery were given to the F.B.I.

  • The data was collected over a six-month period.

  • The data shows growth.

«data» را با جعبه لایتنر برای همیشه یاد بگیر

دیدن معنی یک واژه یک بار کافی نیست؛ جعبه لایتنر هر واژه را درست وقتی که در آستانه فراموشی است دوباره جلویت می‌گذارد. این واژه در این دوره‌ها آمده است:

واژه‌های هم‌درس

همه واژه‌های انگلیسی با حرف D