🇬🇧 واژه انگلیسی
سطح متوسط
abandon
/əˈbæn.dən/ · /əˈbændən/
معنی abandon به فارسی: ترک کردن، دست کشیدن از، رها کردن، کنار گذاشتن، رها کردن، ترک کردن، رها کردن
معانی «abandon» به فارسی
- ۱ ترک کردن، دست کشیدن از، رها کردن، کنار گذاشتن
- ۲ رها کردن، ترک کردن
- ۳ رها کردن
abandon در جمله
-
When Roy abandoned his family, the police went looking for him.
-
They had to abandon the project due to lack of funds.
-
He abandoned his old car.
«abandon» را با جعبه لایتنر برای همیشه یاد بگیر
دیدن معنی یک واژه یک بار کافی نیست؛ جعبه لایتنر هر واژه را درست وقتی که در آستانه فراموشی است دوباره جلویت میگذارد. این واژه در این دورهها آمده است:
-
504 Absolutely Essential Wordsامتحان ۱۰ کارت، بدون ثبتنام
سطح متوسط · درس 1 · رایگان
-
575 واژه آکادمیک لانگمنامتحان ۱۰ کارت، بدون ثبتنام
سطح متوسط · درس ۱ · رایگان
-
واژگان انگلیسی — سطح متوسط (B1-B2)امتحان ۱۰ کارت، بدون ثبتنام
سطح متوسط · سطح B2 — درس ۱ · رایگان