🇬🇧 واژه انگلیسی
سطح متوسط
keen
/kiːn/
معنی keen به فارسی: تیز، مشتاق، شدید، حساس، مشتاق
معانی «keen» به فارسی
- ۱ تیز، مشتاق، شدید، حساس
- ۲ مشتاق
keen در جمله
-
The butcher’s keen knife cut through the meat
-
She is keen to learn.
«keen» را با جعبه لایتنر برای همیشه یاد بگیر
دیدن معنی یک واژه یک بار کافی نیست؛ جعبه لایتنر هر واژه را درست وقتی که در آستانه فراموشی است دوباره جلویت میگذارد. این واژه در این دورهها آمده است:
-
504 Absolutely Essential Wordsامتحان ۱۰ کارت، بدون ثبتنام
سطح متوسط · درس 1 · رایگان
-
واژگان انگلیسی — سطح متوسط (B1-B2)امتحان ۱۰ کارت، بدون ثبتنام
سطح متوسط · سطح B1 — درس ۱۳ · رایگان
واژههای همدرس
abandon
ترک کردن، دست کشیدن از، رها کردن، کنار گذاشتن
jealous
حسود
tact
تدبیر، درایت
oath
دشنام، سوگند
vacant
خالی، تهی، بلاتصدی
hardship
سختی، دشواری، مشکل
gallant
شجاع، مبادی آداب، دلیر
data
اطلاعات
unaccustomed
عادت نداشتن، نامأنوس
bachelor
مجرد
qualify
صلاحیت داشتن، واجد شرایط بودن
indeed
در واقع