🇬🇧 واژه انگلیسی سطح متوسط

currency

/ˈkʌr.ən.si/ · /ˈkʌrənsi/

معنی currency به فارسی: ارز، پول رایج، ارز

معانی «currency» به فارسی

  1. ۱ ارز، پول رایج
  2. ۲ ارز

currency در جمله

  • The local currency weakened against the dollar.

  • The local currency is weak.

«currency» را با جعبه لایتنر برای همیشه یاد بگیر

دیدن معنی یک واژه یک بار کافی نیست؛ جعبه لایتنر هر واژه را درست وقتی که در آستانه فراموشی است دوباره جلویت می‌گذارد. این واژه در این دوره‌ها آمده است:

واژه‌های هم‌درس

همه واژه‌های انگلیسی با حرف C