🇬🇧 واژه انگلیسی
سطح متوسط
سطح مبتدی
credit
/ˈkred.ɪt/ · /ˈkredɪt/
معنی credit به فارسی: اعتبار، امتیاز، اعتبار، اعتبار دادن
معانی «credit» به فارسی
- ۱ اعتبار، امتیاز
- ۲ اعتبار
- ۳ اعتبار دادن
credit در جمله
-
She was given credit for solving the problem.
-
He paid by credit card.
-
They credited her with the idea.
«credit» را با جعبه لایتنر برای همیشه یاد بگیر
دیدن معنی یک واژه یک بار کافی نیست؛ جعبه لایتنر هر واژه را درست وقتی که در آستانه فراموشی است دوباره جلویت میگذارد. این واژه در این دورهها آمده است:
-
575 واژه آکادمیک لانگمنامتحان ۱۰ کارت، بدون ثبتنام
سطح متوسط · درس ۶ · رایگان
-
واژگان ضروری انگلیسی — سطح مبتدی (A1-A2)امتحان ۱۰ کارت، بدون ثبتنام
سطح مبتدی · سطح A2 — درس ۷ · رایگان
-
واژگان انگلیسی — سطح متوسط (B1-B2)امتحان ۱۰ کارت، بدون ثبتنام
سطح متوسط · سطح B2 — درس ۵ · رایگان