🇬🇧 واژه انگلیسی سطح متوسط سطح مبتدی

credit

/ˈkred.ɪt/ · /ˈkredɪt/

معنی credit به فارسی: اعتبار، امتیاز، اعتبار، اعتبار دادن

معانی «credit» به فارسی

  1. ۱ اعتبار، امتیاز
  2. ۲ اعتبار
  3. ۳ اعتبار دادن

credit در جمله

  • She was given credit for solving the problem.

  • He paid by credit card.

  • They credited her with the idea.

«credit» را با جعبه لایتنر برای همیشه یاد بگیر

دیدن معنی یک واژه یک بار کافی نیست؛ جعبه لایتنر هر واژه را درست وقتی که در آستانه فراموشی است دوباره جلویت می‌گذارد. این واژه در این دوره‌ها آمده است:

واژه‌های هم‌درس

همه واژه‌های انگلیسی با حرف C