🇬🇧 واژه انگلیسی سطح متوسط

consistent

/kənˈsɪstənt/

معنی consistent به فارسی: ثابت‌قدم، پیوسته

consistent در جمله

  • She is consistent in her work.

«consistent» را با جعبه لایتنر برای همیشه یاد بگیر

دیدن معنی یک واژه یک بار کافی نیست؛ جعبه لایتنر هر واژه را درست وقتی که در آستانه فراموشی است دوباره جلویت می‌گذارد. این واژه در این دوره آمده است:

واژه‌های هم‌درس

همه واژه‌های انگلیسی با حرف C