🇬🇧 واژه انگلیسی
سطح متوسط
conflict
/ˈkɒn.flɪkt/ · /ˈkɒnflɪkt/
معنی conflict به فارسی: درگیری، تعارض، تضاد، تعارض، تضاد داشتن
معانی «conflict» به فارسی
- ۱ درگیری
- ۲ تعارض، تضاد
- ۳ تعارض، تضاد داشتن
conflict در جمله
-
The class mediation team was invited to settle the conflict
-
There was a conflict of interest in the decision.
-
There is a conflict of interest.
«conflict» را با جعبه لایتنر برای همیشه یاد بگیر
دیدن معنی یک واژه یک بار کافی نیست؛ جعبه لایتنر هر واژه را درست وقتی که در آستانه فراموشی است دوباره جلویت میگذارد. این واژه در این دورهها آمده است:
-
504 Absolutely Essential Wordsامتحان ۱۰ کارت، بدون ثبتنام
سطح متوسط · درس 11 · رایگان
-
575 واژه آکادمیک لانگمنامتحان ۱۰ کارت، بدون ثبتنام
سطح متوسط · درس ۴ · رایگان
-
واژگان انگلیسی — سطح متوسط (B1-B2)امتحان ۱۰ کارت، بدون ثبتنام
سطح متوسط · سطح B2 — درس ۵ · رایگان