🇬🇧 واژه انگلیسی سطح متوسط

conflict

/ˈkɒn.flɪkt/ · /ˈkɒnflɪkt/

معنی conflict به فارسی: درگیری، تعارض، تضاد، تعارض، تضاد داشتن

معانی «conflict» به فارسی

  1. ۱ درگیری
  2. ۲ تعارض، تضاد
  3. ۳ تعارض، تضاد داشتن

conflict در جمله

  • The class mediation team was invited to settle the conflict

  • There was a conflict of interest in the decision.

  • There is a conflict of interest.

«conflict» را با جعبه لایتنر برای همیشه یاد بگیر

دیدن معنی یک واژه یک بار کافی نیست؛ جعبه لایتنر هر واژه را درست وقتی که در آستانه فراموشی است دوباره جلویت می‌گذارد. این واژه در این دوره‌ها آمده است:

واژه‌های هم‌درس

همه واژه‌های انگلیسی با حرف C