🇬🇧 واژه انگلیسی
سطح متوسط
سطح مبتدی
adult
/ˈæd.ʌlt/ · /ˈædʌlt/ · /əˈdʌlt/
معنی adult به فارسی: بزرگسال، بزرگسال (صفت)
معانی «adult» به فارسی
- ۱ بزرگسال
- ۲ بزرگسال (صفت)
adult در جمله
-
The course is designed for adult learners returning to study.
-
Only adults may enter.
-
She has adult responsibilities.
«adult» را با جعبه لایتنر برای همیشه یاد بگیر
دیدن معنی یک واژه یک بار کافی نیست؛ جعبه لایتنر هر واژه را درست وقتی که در آستانه فراموشی است دوباره جلویت میگذارد. این واژه در این دورهها آمده است:
-
575 واژه آکادمیک لانگمنامتحان ۱۰ کارت، بدون ثبتنام
سطح متوسط · درس ۱ · رایگان
-
واژگان ضروری انگلیسی — سطح مبتدی (A1-A2)امتحان ۱۰ کارت، بدون ثبتنام
سطح مبتدی · سطح A1 — درس ۱، سطح A2 — درس ۱ · رایگان
واژههای همدرس
abandon
ترک کردن، دست کشیدن از، رها کردن، کنار گذاشتن
abnormal
غیرعادی
abstract
انتزاعی؛ چکیده
academy
آکادمی، فرهنگستان
access
دسترسی
accommodate
جا دادن، سازگار کردن
accompany
همراهی کردن
accumulate
انباشته شدن، جمع شدن
accuracy
دقت، صحت
achieve
به دست آوردن، موفق شدن
acknowledge
اعتراف کردن
acquire
کسب کردن، به دست آوردن