🇬🇧 واژه انگلیسی
سطح متوسط
accumulate
/əˈkjuː.mjə.leɪt/
معنی accumulate به فارسی: انباشته شدن، جمع شدن
accumulate در جمله
-
Dust began to accumulate on the unused shelves.
«accumulate» را با جعبه لایتنر برای همیشه یاد بگیر
دیدن معنی یک واژه یک بار کافی نیست؛ جعبه لایتنر هر واژه را درست وقتی که در آستانه فراموشی است دوباره جلویت میگذارد. این واژه در این دوره آمده است:
-
575 واژه آکادمیک لانگمنامتحان ۱۰ کارت، بدون ثبتنام
سطح متوسط · درس ۱ · رایگان
واژههای همدرس
abandon
ترک کردن، دست کشیدن از، رها کردن، کنار گذاشتن
abnormal
غیرعادی
abstract
انتزاعی؛ چکیده
academy
آکادمی، فرهنگستان
access
دسترسی
accommodate
جا دادن، سازگار کردن
accompany
همراهی کردن
accuracy
دقت، صحت
achieve
به دست آوردن، موفق شدن
acknowledge
اعتراف کردن
acquire
کسب کردن، به دست آوردن
adapt
سازگار شدن، تطبیق دادن