🇬🇧 واژه انگلیسی
سطح متوسط
accompany
/əˈkʌm.pə.ni/ · /əˈkʌmpəni/
معنی accompany به فارسی: همراهی کردن
accompany در جمله
-
A parent must accompany any child under twelve.
-
She accompanied him to the party.
«accompany» را با جعبه لایتنر برای همیشه یاد بگیر
دیدن معنی یک واژه یک بار کافی نیست؛ جعبه لایتنر هر واژه را درست وقتی که در آستانه فراموشی است دوباره جلویت میگذارد. این واژه در این دورهها آمده است:
-
575 واژه آکادمیک لانگمنامتحان ۱۰ کارت، بدون ثبتنام
سطح متوسط · درس ۱ · رایگان
-
واژگان انگلیسی — سطح متوسط (B1-B2)امتحان ۱۰ کارت، بدون ثبتنام
سطح متوسط · سطح B2 — درس ۱ · رایگان
واژههای همدرس
abandon
ترک کردن، دست کشیدن از، رها کردن، کنار گذاشتن
abnormal
غیرعادی
abstract
انتزاعی؛ چکیده
academy
آکادمی، فرهنگستان
access
دسترسی
accommodate
جا دادن، سازگار کردن
accumulate
انباشته شدن، جمع شدن
accuracy
دقت، صحت
achieve
به دست آوردن، موفق شدن
acknowledge
اعتراف کردن
acquire
کسب کردن، به دست آوردن
adapt
سازگار شدن، تطبیق دادن