🇬🇧 واژه انگلیسی سطح مبتدی

start

/stɑːt/

معنی start به فارسی: شروع کردن، شروع

معانی «start» به فارسی

  1. ۱ شروع کردن
  2. ۲ شروع

start در جمله

  • The show will start soon.

  • This is a good start.

«start» را با جعبه لایتنر برای همیشه یاد بگیر

دیدن معنی یک واژه یک بار کافی نیست؛ جعبه لایتنر هر واژه را درست وقتی که در آستانه فراموشی است دوباره جلویت می‌گذارد. این واژه در این دوره آمده است:

واژه‌های هم‌درس

همه واژه‌های انگلیسی با حرف S