🇬🇧 واژه انگلیسی
سطح متوسط
reluctant
/rɪˈlʌk.tənt/
معنی reluctant به فارسی: بی میل، بیمیل، اکراهدار
معانی «reluctant» به فارسی
- ۱ بی میل
- ۲ بیمیل، اکراهدار
reluctant در جمله
-
I was reluctant to give up security of family life
-
She was reluctant to share her personal opinion.
«reluctant» را با جعبه لایتنر برای همیشه یاد بگیر
دیدن معنی یک واژه یک بار کافی نیست؛ جعبه لایتنر هر واژه را درست وقتی که در آستانه فراموشی است دوباره جلویت میگذارد. این واژه در این دورهها آمده است:
-
504 Absolutely Essential Wordsامتحان ۱۰ کارت، بدون ثبتنام
سطح متوسط · درس 8 · رایگان
-
575 واژه آکادمیک لانگمنامتحان ۱۰ کارت، بدون ثبتنام
سطح متوسط · درس ۱۹ · رایگان