🇬🇧 واژه انگلیسی سطح متوسط

mount

/maʊnt/

معنی mount به فارسی: سوار شدن، سوار شدن، نصب کردن

معانی «mount» به فارسی

  1. ۱ سوار شدن
  2. ۲ سوار شدن، نصب کردن

mount در جمله

  • Congressman Gingrich mounted the platform to make his speech

  • They mounted the camera.

«mount» را با جعبه لایتنر برای همیشه یاد بگیر

دیدن معنی یک واژه یک بار کافی نیست؛ جعبه لایتنر هر واژه را درست وقتی که در آستانه فراموشی است دوباره جلویت می‌گذارد. این واژه در این دوره‌ها آمده است:

واژه‌های هم‌درس

همه واژه‌های انگلیسی با حرف M