🇬🇧 واژه انگلیسی
سطح متوسط
mount
/maʊnt/
معنی mount به فارسی: سوار شدن، سوار شدن، نصب کردن
معانی «mount» به فارسی
- ۱ سوار شدن
- ۲ سوار شدن، نصب کردن
mount در جمله
-
Congressman Gingrich mounted the platform to make his speech
-
They mounted the camera.
«mount» را با جعبه لایتنر برای همیشه یاد بگیر
دیدن معنی یک واژه یک بار کافی نیست؛ جعبه لایتنر هر واژه را درست وقتی که در آستانه فراموشی است دوباره جلویت میگذارد. این واژه در این دورهها آمده است:
-
504 Absolutely Essential Wordsامتحان ۱۰ کارت، بدون ثبتنام
سطح متوسط · درس 10 · رایگان
-
واژگان انگلیسی — سطح متوسط (B1-B2)امتحان ۱۰ کارت، بدون ثبتنام
سطح متوسط · سطح B2 — درس ۱۵ · رایگان