🇬🇧 واژه انگلیسی سطح متوسط

flexible

/ˈflek.sə.bəl/ · /ˈfleksəbəl/

معنی flexible به فارسی: انعطاف پذیر، انعطاف‌پذیر

معانی «flexible» به فارسی

  1. ۱ انعطاف پذیر
  2. ۲ انعطاف‌پذیر

flexible در جمله

  • The toy was flexible, and the baby could bend it easily

  • The company offers flexible working hours.

  • She has a flexible schedule.

«flexible» را با جعبه لایتنر برای همیشه یاد بگیر

دیدن معنی یک واژه یک بار کافی نیست؛ جعبه لایتنر هر واژه را درست وقتی که در آستانه فراموشی است دوباره جلویت می‌گذارد. این واژه در این دوره‌ها آمده است:

واژه‌های هم‌درس

همه واژه‌های انگلیسی با حرف F