🇬🇧 واژه انگلیسی
سطح متوسط
minor
/ˈmaɪ.nər/ · /ˈmaɪnə/
معنی minor به فارسی: جزئی، صغیر، جزئی، کوچک
معانی «minor» به فارسی
- ۱ جزئی، صغیر
- ۲ جزئی، کوچک
minor در جمله
-
The report contains only minor errors.
-
This is a minor issue.
«minor» را با جعبه لایتنر برای همیشه یاد بگیر
دیدن معنی یک واژه یک بار کافی نیست؛ جعبه لایتنر هر واژه را درست وقتی که در آستانه فراموشی است دوباره جلویت میگذارد. این واژه در این دورهها آمده است:
-
575 واژه آکادمیک لانگمنامتحان ۱۰ کارت، بدون ثبتنام
سطح متوسط · درس ۱۵ · رایگان
-
واژگان انگلیسی — سطح متوسط (B1-B2)امتحان ۱۰ کارت، بدون ثبتنام
سطح متوسط · سطح B2 — درس ۱۴ · رایگان