🇬🇧 واژه انگلیسی سطح مبتدی سطح متوسط

level

/ˈlevəl/

معنی level به فارسی: سطح، مسطح، هم‌سطح، تراز کردن

معانی «level» به فارسی

  1. ۱ سطح
  2. ۲ مسطح، هم‌سطح
  3. ۳ تراز کردن

level در جمله

  • This is an advanced level.

  • Make sure the shelf is level.

  • They levelled the ground.

«level» را با جعبه لایتنر برای همیشه یاد بگیر

دیدن معنی یک واژه یک بار کافی نیست؛ جعبه لایتنر هر واژه را درست وقتی که در آستانه فراموشی است دوباره جلویت می‌گذارد. این واژه در این دوره‌ها آمده است:

واژه‌های هم‌درس

همه واژه‌های انگلیسی با حرف L