🇬🇧 واژه انگلیسی سطح مبتدی

land

/lænd/

معنی land به فارسی: زمین، سرزمین، فرود آمدن

معانی «land» به فارسی

  1. ۱ زمین، سرزمین
  2. ۲ فرود آمدن

land در جمله

  • They own a piece of land.

  • The plane will land soon.

«land» را با جعبه لایتنر برای همیشه یاد بگیر

دیدن معنی یک واژه یک بار کافی نیست؛ جعبه لایتنر هر واژه را درست وقتی که در آستانه فراموشی است دوباره جلویت می‌گذارد. این واژه در این دوره آمده است:

واژه‌های هم‌درس

همه واژه‌های انگلیسی با حرف L