🇬🇧 واژه انگلیسی سطح مبتدی سطح متوسط

knock

/nɒk/

معنی knock به فارسی: در زدن، ضربه، تقه

معانی «knock» به فارسی

  1. ۱ در زدن
  2. ۲ ضربه، تقه

knock در جمله

  • Someone knocked on the door.

  • There was a knock at the door.

«knock» را با جعبه لایتنر برای همیشه یاد بگیر

دیدن معنی یک واژه یک بار کافی نیست؛ جعبه لایتنر هر واژه را درست وقتی که در آستانه فراموشی است دوباره جلویت می‌گذارد. این واژه در این دوره‌ها آمده است:

واژه‌های هم‌درس

همه واژه‌های انگلیسی با حرف K