🇬🇧 واژه انگلیسی
سطح مبتدی
سطح متوسط
lead
/liːd/
معنی lead به فارسی: رهبری کردن، سرب، جلوداری
معانی «lead» به فارسی
- ۱ رهبری کردن
- ۲ سرب، جلوداری
lead در جمله
-
She leads the project.
-
She took the lead in the race.
«lead» را با جعبه لایتنر برای همیشه یاد بگیر
دیدن معنی یک واژه یک بار کافی نیست؛ جعبه لایتنر هر واژه را درست وقتی که در آستانه فراموشی است دوباره جلویت میگذارد. این واژه در این دورهها آمده است:
-
واژگان ضروری انگلیسی — سطح مبتدی (A1-A2)امتحان ۱۰ کارت، بدون ثبتنام
سطح مبتدی · سطح A2 — درس ۱۵ · رایگان
-
واژگان انگلیسی — سطح متوسط (B1-B2)امتحان ۱۰ کارت، بدون ثبتنام
سطح متوسط · سطح B1 — درس ۱۴ · رایگان