🇬🇧 واژه انگلیسی سطح مبتدی سطح متوسط

lead

/liːd/

معنی lead به فارسی: رهبری کردن، سرب، جلوداری

معانی «lead» به فارسی

  1. ۱ رهبری کردن
  2. ۲ سرب، جلوداری

lead در جمله

  • She leads the project.

  • She took the lead in the race.

«lead» را با جعبه لایتنر برای همیشه یاد بگیر

دیدن معنی یک واژه یک بار کافی نیست؛ جعبه لایتنر هر واژه را درست وقتی که در آستانه فراموشی است دوباره جلویت می‌گذارد. این واژه در این دوره‌ها آمده است:

واژه‌های هم‌درس

همه واژه‌های انگلیسی با حرف L