🇬🇧 واژه انگلیسی سطح مبتدی

front

/frʌnt/

معنی front به فارسی: جلو، جلویی

front در جمله

  • Sit at the front. / The front door is open.

«front» را با جعبه لایتنر برای همیشه یاد بگیر

دیدن معنی یک واژه یک بار کافی نیست؛ جعبه لایتنر هر واژه را درست وقتی که در آستانه فراموشی است دوباره جلویت می‌گذارد. این واژه در این دوره آمده است:

واژه‌های هم‌درس

همه واژه‌های انگلیسی با حرف F