🇬🇧 واژه انگلیسی
سطح مبتدی
سطح متوسط
free
/friː/
معنی free به فارسی: رایگان، آزاد، بهطور رایگان، آزاد کردن
معانی «free» به فارسی
- ۱ رایگان، آزاد
- ۲ بهطور رایگان
- ۳ آزاد کردن
free در جمله
-
The event is free.
-
You can enter free.
-
They freed the prisoners.
«free» را با جعبه لایتنر برای همیشه یاد بگیر
دیدن معنی یک واژه یک بار کافی نیست؛ جعبه لایتنر هر واژه را درست وقتی که در آستانه فراموشی است دوباره جلویت میگذارد. این واژه در این دورهها آمده است:
-
واژگان ضروری انگلیسی — سطح مبتدی (A1-A2)امتحان ۱۰ کارت، بدون ثبتنام
سطح مبتدی · سطح A1 — درس ۱۱، سطح A2 — درس ۱۱ · رایگان
-
واژگان انگلیسی — سطح متوسط (B1-B2)امتحان ۱۰ کارت، بدون ثبتنام
سطح متوسط · سطح B2 — درس ۱۰ · رایگان