🇬🇧 واژه انگلیسی
سطح مبتدی
سطح متوسط
feel
/fiːl/
معنی feel به فارسی: احساس کردن، احساس (اسم)
معانی «feel» به فارسی
- ۱ احساس کردن
- ۲ احساس (اسم)
feel در جمله
-
I feel happy today.
-
This fabric has a soft feel.
«feel» را با جعبه لایتنر برای همیشه یاد بگیر
دیدن معنی یک واژه یک بار کافی نیست؛ جعبه لایتنر هر واژه را درست وقتی که در آستانه فراموشی است دوباره جلویت میگذارد. این واژه در این دورهها آمده است:
-
واژگان ضروری انگلیسی — سطح مبتدی (A1-A2)امتحان ۱۰ کارت، بدون ثبتنام
سطح مبتدی · سطح A1 — درس ۱۰ · رایگان
-
واژگان انگلیسی — سطح متوسط (B1-B2)امتحان ۱۰ کارت، بدون ثبتنام
سطح متوسط · سطح B2 — درس ۹ · رایگان