🇬🇧 واژه انگلیسی سطح متوسط سطح مبتدی

factor

/ˈfæk.tər/ · /ˈfæktər/

معنی factor به فارسی: عامل

factor در جمله

  • Cost is an important factor in the decision.

  • Price is a key factor.

«factor» را با جعبه لایتنر برای همیشه یاد بگیر

دیدن معنی یک واژه یک بار کافی نیست؛ جعبه لایتنر هر واژه را درست وقتی که در آستانه فراموشی است دوباره جلویت می‌گذارد. این واژه در این دوره‌ها آمده است:

واژه‌های هم‌درس

همه واژه‌های انگلیسی با حرف F