🇬🇧 واژه انگلیسی
سطح متوسط
disestablish
/ˌdɪs.ɪˈstæb.lɪʃ/
معنی disestablish به فارسی: منحل کردن، از رسمیت انداختن
disestablish در جمله
-
The reform aimed to disestablish the state church.
«disestablish» را با جعبه لایتنر برای همیشه یاد بگیر
دیدن معنی یک واژه یک بار کافی نیست؛ جعبه لایتنر هر واژه را درست وقتی که در آستانه فراموشی است دوباره جلویت میگذارد. این واژه در این دوره آمده است:
-
575 واژه آکادمیک لانگمنامتحان ۱۰ کارت، بدون ثبتنام
سطح متوسط · درس ۷ · رایگان
واژههای همدرس
devote
اختصاص دادن، وقف کردن
differentiate
تمایز قائل شدن
dimension
بُعد، ابعاد
diminish
کاهش دادن
discrete
مجزا، گسسته
discriminate
تبعیض قائل شدن؛ تمیز دادن
display
نمایش دادن
dispose
دفع کردن، از شر چیزی خلاص شدن
disproportion
عدم تناسب
dissimilar
غیرمشابه، متفاوت
distinct
متمایز، مشخص
distort
تحریف کردن، مخدوش کردن