🇬🇧 واژه انگلیسی
سطح مبتدی
سطح متوسط
cry
/kraɪ/
معنی cry به فارسی: گریه کردن، گریه
معانی «cry» به فارسی
- ۱ گریه کردن
- ۲ گریه
cry در جمله
-
The baby began to cry.
-
She burst into tears, a loud cry.
«cry» را با جعبه لایتنر برای همیشه یاد بگیر
دیدن معنی یک واژه یک بار کافی نیست؛ جعبه لایتنر هر واژه را درست وقتی که در آستانه فراموشی است دوباره جلویت میگذارد. این واژه در این دورهها آمده است:
-
واژگان ضروری انگلیسی — سطح مبتدی (A1-A2)امتحان ۱۰ کارت، بدون ثبتنام
سطح مبتدی · سطح A2 — درس ۷ · رایگان
-
واژگان انگلیسی — سطح متوسط (B1-B2)امتحان ۱۰ کارت، بدون ثبتنام
سطح متوسط · سطح B2 — درس ۶ · رایگان