🇬🇧 واژه انگلیسی سطح متوسط

critical

/ˈkrɪtɪkəl/

معنی critical به فارسی: بحرانی، انتقادی

critical در جمله

  • This is a critical decision.

«critical» را با جعبه لایتنر برای همیشه یاد بگیر

دیدن معنی یک واژه یک بار کافی نیست؛ جعبه لایتنر هر واژه را درست وقتی که در آستانه فراموشی است دوباره جلویت می‌گذارد. این واژه در این دوره آمده است:

واژه‌های هم‌درس

همه واژه‌های انگلیسی با حرف C