🇬🇧 واژه انگلیسی سطح متوسط

contrast

/ˈkɒn.træst/ · /ˈkɒntrɑːst/

معنی contrast به فارسی: تضاد، تفاوت، تضاد، مقابله کردن

معانی «contrast» به فارسی

  1. ۱ تضاد، تفاوت
  2. ۲ تضاد، مقابله کردن

contrast در جمله

  • There is a sharp contrast between the two theories.

  • There's a contrast between the two.

«contrast» را با جعبه لایتنر برای همیشه یاد بگیر

دیدن معنی یک واژه یک بار کافی نیست؛ جعبه لایتنر هر واژه را درست وقتی که در آستانه فراموشی است دوباره جلویت می‌گذارد. این واژه در این دوره‌ها آمده است:

واژه‌های هم‌درس

همه واژه‌های انگلیسی با حرف C