🇬🇧 واژه انگلیسی
سطح مبتدی
سطح متوسط
close
/kloʊz/ · /kloʊs/
معنی close به فارسی: بستن، نزدیک، نزدیک (قید)
معانی «close» به فارسی
- ۱ بستن
- ۲ نزدیک
- ۳ نزدیک (قید)
- ۴ نزدیک (اسم)
close در جمله
-
Close the door, please.
-
The shop is close to home.
-
Stay close to me.
-
We are close to the end.
«close» را با جعبه لایتنر برای همیشه یاد بگیر
دیدن معنی یک واژه یک بار کافی نیست؛ جعبه لایتنر هر واژه را درست وقتی که در آستانه فراموشی است دوباره جلویت میگذارد. این واژه در این دورهها آمده است:
-
واژگان ضروری انگلیسی — سطح مبتدی (A1-A2)امتحان ۱۰ کارت، بدون ثبتنام
سطح مبتدی · سطح A1 — درس ۵، سطح A2 — درس ۵ · رایگان
-
واژگان انگلیسی — سطح متوسط (B1-B2)امتحان ۱۰ کارت، بدون ثبتنام
سطح متوسط · سطح B1 — درس ۴، سطح B2 — درس ۴ · رایگان