🇬🇧 واژه انگلیسی
سطح متوسط
client
/ˈklaɪənt/
معنی client به فارسی: موکل، مشتری، مشتری (خدمات حرفهای)
معانی «client» به فارسی
- ۱ موکل، مشتری
- ۲ مشتری (خدمات حرفهای)
client در جمله
-
If this restaurant doesn’t improve its service, all its clients will vanish
-
She met with a new client.
«client» را با جعبه لایتنر برای همیشه یاد بگیر
دیدن معنی یک واژه یک بار کافی نیست؛ جعبه لایتنر هر واژه را درست وقتی که در آستانه فراموشی است دوباره جلویت میگذارد. این واژه در این دورهها آمده است:
-
504 Absolutely Essential Wordsامتحان ۱۰ کارت، بدون ثبتنام
سطح متوسط · درس 6 · رایگان
-
واژگان انگلیسی — سطح متوسط (B1-B2)امتحان ۱۰ کارت، بدون ثبتنام
سطح متوسط · سطح B1 — درس ۴ · رایگان