🇬🇧 واژه انگلیسی سطح متوسط سطح مبتدی

typical

/ˈtɪpɪkəl/

معنی typical به فارسی: معمول، عادی، معمولی، نوعی

معانی «typical» به فارسی

  1. ۱ معمول، عادی
  2. ۲ معمولی، نوعی

typical در جمله

  • It was typical of the latecomer to conceal the real cause of his lateness

  • This is a typical example.

«typical» را با جعبه لایتنر برای همیشه یاد بگیر

دیدن معنی یک واژه یک بار کافی نیست؛ جعبه لایتنر هر واژه را درست وقتی که در آستانه فراموشی است دوباره جلویت می‌گذارد. این واژه در این دوره‌ها آمده است:

واژه‌های هم‌درس

همه واژه‌های انگلیسی با حرف T