🇬🇧 واژه انگلیسی
سطح متوسط
سطح مبتدی
typical
/ˈtɪpɪkəl/
معنی typical به فارسی: معمول، عادی، معمولی، نوعی
معانی «typical» به فارسی
- ۱ معمول، عادی
- ۲ معمولی، نوعی
typical در جمله
-
It was typical of the latecomer to conceal the real cause of his lateness
-
This is a typical example.
«typical» را با جعبه لایتنر برای همیشه یاد بگیر
دیدن معنی یک واژه یک بار کافی نیست؛ جعبه لایتنر هر واژه را درست وقتی که در آستانه فراموشی است دوباره جلویت میگذارد. این واژه در این دورهها آمده است:
-
504 Absolutely Essential Wordsامتحان ۱۰ کارت، بدون ثبتنام
سطح متوسط · درس 3 · رایگان
-
واژگان ضروری انگلیسی — سطح مبتدی (A1-A2)امتحان ۱۰ کارت، بدون ثبتنام
سطح مبتدی · سطح A2 — درس ۲۸ · رایگان