🇬🇧 واژه انگلیسی سطح متوسط

annual

/ˈæn.ju.əl/ · /ˈænjuəl/

معنی annual به فارسی: سالانه، سالیانه، سالانه

معانی «annual» به فارسی

  1. ۱ سالانه، سالیانه
  2. ۲ سالانه

annual در جمله

  • The annual convention of musicians takes place in Hollywood

  • The company publishes an annual report every March.

  • This is the annual report.

«annual» را با جعبه لایتنر برای همیشه یاد بگیر

دیدن معنی یک واژه یک بار کافی نیست؛ جعبه لایتنر هر واژه را درست وقتی که در آستانه فراموشی است دوباره جلویت می‌گذارد. این واژه در این دوره‌ها آمده است:

واژه‌های هم‌درس

همه واژه‌های انگلیسی با حرف A