🇬🇧 واژه انگلیسی سطح مبتدی سطح متوسط

trouble

/ˈtrʌbəl/

معنی trouble به فارسی: دردسر، نگران کردن، زحمت دادن

معانی «trouble» به فارسی

  1. ۱ دردسر
  2. ۲ نگران کردن، زحمت دادن

trouble در جمله

  • He got into trouble.

  • Don't let it trouble you.

«trouble» را با جعبه لایتنر برای همیشه یاد بگیر

دیدن معنی یک واژه یک بار کافی نیست؛ جعبه لایتنر هر واژه را درست وقتی که در آستانه فراموشی است دوباره جلویت می‌گذارد. این واژه در این دوره‌ها آمده است:

واژه‌های هم‌درس

همه واژه‌های انگلیسی با حرف T