🇬🇧 واژه انگلیسی سطح متوسط

transform

/trænsˈfɔːrm/ · /trænsˈfɔːm/

معنی transform به فارسی: تبدیل کردن، دگرگون کردن، تبدیل کردن

معانی «transform» به فارسی

  1. ۱ تبدیل کردن، دگرگون کردن
  2. ۲ تبدیل کردن

transform در جمله

  • New technology can transform how we work.

  • This transformed her career.

«transform» را با جعبه لایتنر برای همیشه یاد بگیر

دیدن معنی یک واژه یک بار کافی نیست؛ جعبه لایتنر هر واژه را درست وقتی که در آستانه فراموشی است دوباره جلویت می‌گذارد. این واژه در این دوره‌ها آمده است:

واژه‌های هم‌درس

همه واژه‌های انگلیسی با حرف T