🇬🇧 واژه انگلیسی
سطح متوسط
transform
/trænsˈfɔːrm/ · /trænsˈfɔːm/
معنی transform به فارسی: تبدیل کردن، دگرگون کردن، تبدیل کردن
معانی «transform» به فارسی
- ۱ تبدیل کردن، دگرگون کردن
- ۲ تبدیل کردن
transform در جمله
-
New technology can transform how we work.
-
This transformed her career.
«transform» را با جعبه لایتنر برای همیشه یاد بگیر
دیدن معنی یک واژه یک بار کافی نیست؛ جعبه لایتنر هر واژه را درست وقتی که در آستانه فراموشی است دوباره جلویت میگذارد. این واژه در این دورهها آمده است:
-
575 واژه آکادمیک لانگمنامتحان ۱۰ کارت، بدون ثبتنام
سطح متوسط · درس ۲۲ · رایگان
-
واژگان انگلیسی — سطح متوسط (B1-B2)امتحان ۱۰ کارت، بدون ثبتنام
سطح متوسط · سطح B2 — درس ۲۳ · رایگان