🇬🇧 واژه انگلیسی سطح متوسط

temporary

/ˈtem.pər.er.i/ · /ˈtempərəri/

معنی temporary به فارسی: موقتی، موقت

معانی «temporary» به فارسی

  1. ۱ موقتی
  2. ۲ موقت

temporary در جمله

  • She took a temporary job over the summer.

  • This is a temporary solution.

«temporary» را با جعبه لایتنر برای همیشه یاد بگیر

دیدن معنی یک واژه یک بار کافی نیست؛ جعبه لایتنر هر واژه را درست وقتی که در آستانه فراموشی است دوباره جلویت می‌گذارد. این واژه در این دوره‌ها آمده است:

واژه‌های هم‌درس

همه واژه‌های انگلیسی با حرف T