🇬🇧 واژه انگلیسی سطح متوسط

stuff

/stʌf/

معنی stuff به فارسی: وسایل، چیزها، پر کردن (پارچه)

معانی «stuff» به فارسی

  1. ۱ وسایل، چیزها
  2. ۲ پر کردن (پارچه)

stuff در جمله

  • Put your stuff over there.

  • They stuffed the pillow.

«stuff» را با جعبه لایتنر برای همیشه یاد بگیر

دیدن معنی یک واژه یک بار کافی نیست؛ جعبه لایتنر هر واژه را درست وقتی که در آستانه فراموشی است دوباره جلویت می‌گذارد. این واژه در این دوره آمده است:

واژه‌های هم‌درس

همه واژه‌های انگلیسی با حرف S