🇬🇧 واژه انگلیسی سطح متوسط

stick

/stɪk/

معنی stick به فارسی: چسباندن، فرو کردن، چوب

معانی «stick» به فارسی

  1. ۱ چسباندن، فرو کردن
  2. ۲ چوب

stick در جمله

  • Stick the poster on the wall.

  • She used a stick to walk.

«stick» را با جعبه لایتنر برای همیشه یاد بگیر

دیدن معنی یک واژه یک بار کافی نیست؛ جعبه لایتنر هر واژه را درست وقتی که در آستانه فراموشی است دوباره جلویت می‌گذارد. این واژه در این دوره آمده است:

واژه‌های هم‌درس

همه واژه‌های انگلیسی با حرف S