🇬🇧 واژه انگلیسی سطح متوسط

stable

/ˈsteɪ.bəl/ · /ˈsteɪbəl/

معنی stable به فارسی: پایدار، ثابت، پایدار

معانی «stable» به فارسی

  1. ۱ پایدار، ثابت
  2. ۲ پایدار

stable در جمله

  • The patient's condition is now stable.

  • The economy is stable.

«stable» را با جعبه لایتنر برای همیشه یاد بگیر

دیدن معنی یک واژه یک بار کافی نیست؛ جعبه لایتنر هر واژه را درست وقتی که در آستانه فراموشی است دوباره جلویت می‌گذارد. این واژه در این دوره‌ها آمده است:

واژه‌های هم‌درس

همه واژه‌های انگلیسی با حرف S